۱۳۹۰/۹/۵

تاثیرات جق در جامعه

اول از همه بگویم زرنگ بازی در نیاورید، خودم می‌دانم "جلق" درست است، ولی دوست دارم و می‌گویم جق.
جق زدن یکی از کلیدی‌ترین کارهایی است که یک فرد برای خوش بختی‌اش می‌تواند انجام دهد، معمولا جق زدن نیاز به امکانات ندارد، در بیشتر مواقع، کامپیوتر، موبایل و سایت های پورنو کار آدم را راه می‌اندازد.
کافی است به یک سایت پورنو رفته و خود به خود بدنتان می‌لرزد و در نهایت جق خواهید زد و بسیار شاداب میشوید،
در بهترین شرایط شما میتوانید یک ویدئو را از یک سایت دانلود کرده و روی تلفن هوشمند خود بریزید و در توالت تماشا کنید.
اما اگر شرایط نداشتید چی؟ مثلا موبایل نداشتید، یا کامپیوترتان خراب بود، (این روش را خیلی توصیه نمی‌کنم البته)؛
برای جق زدن در کمترین شرایطِ ممکن، کافی است تلویزیون را روشن کرده و کانال را بگذارید روی خاله نرگس، اگر خاله نرگس نبود حتما کانال شیش یک مجری زن در حال اخبار گفتن است، بنده با هر دو روش جق زده‌ام و تجربه‌ی کافی برای راهنمایی دارم.
اما اگر تلویزیون هم نداشتید چه؟ مثلا دارید با قطار میروید زیارت امام رضا علیه من سلام، در این جور مواقع می‌توانید از یک مجله استفاده کنید، من خودم قبلا از مجله‌ی همشهری جوان استفاده کرده‌ام، و بسیار راضی بوده‌ام، اما بدی اش این است که صفحات مجله کاغذی است و برق نمیزند، ولی دیگر باید بسوزید و بسازید، 
اما اگر حتی مجله هم نداشتید و در یک مهمانی بودید که با صاحب خانه رو در وایسی داشتید، این روش دیگر آخر عوضی بودن است ولی میتوانید به توالت در همان مهمانی بروید و به زن صاحب خانه فکر کرده و جق بزنید، این روش را جان عمه‌تان اگر چاره‌ای نداشتید انجام بدهید.

خواص جق زدن
جق زدن حاوی بسیاری از ویتامین ها و حتی اومگا سه می‌باشد،  و به سلامت ذهن و فکر و حتی جسم کمک به سزایی میکند.
جق زدن باعث آرامش روح شده و دشمن هیزی چشم میباشد، همچنین جق زدن قبل از شب امتحان همیشه به فرد امتحان دهنده کمک کرده و هوش فرد را تا شش برابر افزایش داده است
ما خودمان خوراکمان جق است، جق همیشه دوست و یار کسانی بوده که دوست دختر ندارند، اگر شما هم بی خاصیت، زشت و تخمی هستید و هیچ دختری با شما دوست نمیشود، جق زدن شمارا از دوست دختر بی نیاز می‌کند

انواع جق
جق زدن انواع بسیار گوناگون دارد و حتی کلاس های مختلف دارد. 
 مثلا میتوان پول داد و در یکی از بهترین سایت های پورنو اکانت خرید و با کیفیت اچ دی فیلم دید و روی مبل چند میلیون تومانی نشست و جق زد.
یا حتی کسانی که در سطح پایین‌تر از جامعه هستند میتوانند با کمترین هزینه از دوستان خود با بلوتوس فیلم گرفته و خوش بگذرانند.

جق زدن امروزه روز به یکی از پرطرفدارترین و سالم‌ترین تفریحات بین جوانان و حتی بزرگسالان تبدیل شده است و بیشتر جنبه‌ی تفریحی پیدا کرده است.

۱۳۹۰/۸/۲۴

سیب زمینی زمینی


سلام: علی جان آمدی خانه ساعت پنج به ما زنگ بزن. یا ساعت پنج و ده دقیقه یا هر وقتی آمدی زنگ بزن، یا اگر نیامدی هم زنگ بزن، یا اگر ساعت پنج و نیم آمدی زنگ بزن، حتما به ما زنگ بزن، ما تا ساعت پنج کلاس داریم، پس اگر ساعت شش آمدی دیگر زنگ نزن، ما خانه هستیم، و حتما کون‌ات میذاریم، خداحافظ
این نامه‌ای بود که دیروز مادر و پدر من روی میز کامپیوترم گذاشتن، که بلافاصله همین نامه‌ای که نوشتم تو ذهنم آمد، وای جدای این قضیه میتوان به چند چیز اشاره کرد
یک. مادر پدر من احمق استند
دو. مادر پدر من احمق نیستنتد، خودت احمقی
سه. مادر پدر من انشا و زبان فارسی‌شان در حد پشم است
چهار. بله درست گفتی، مادر پدر ات انشا و زبان فارسی‌شان در حد پشم است
پنج. مادر پدر من در خانه مرا علی جان خطاب نمیکنند، احتمالا وقتی این یادداشت را نوشته‌اند، جوّ گرفته‌شان و حس کرده‌اند که انگار دارند کارت تبریک عروسی مرا مینوسند،
شش. مادر پدر من الان خوابن
 هفت. دروغ نگو فقط مادر ات خوابه، الکی جمع نبند
هشت.
نه.
کیر.


۱۳۹۰/۸/۲۲

سيب زمينى هوايى

آيا شما فكر ميكنيد در يك كار خفن هستيد؟ آيا فكر ميكنيد آخر زرنگ هستيد و كسى نميتواند كارى كه شما كرده ايد را بكند؟ آيا كارتان درست است و به خود ميباليد؟ آيا فكر كرديد خبريه؟
گوه نخوريد، فقط كافى است آن كار را در گوگل و يا يوتوب سرچ كنيد، آنوقت ميفهميد كه چگونه ريده ايد، اصولا هر موقع يك درصد هم فكر كرديد كه كارتان درست است براى آنكه به خود بفهمانيد داريد گوه ميخوريد يك سر به گوگل بزنيد، هميشه كسانى هستند كه از ما بهتر هستند، ولى نميدانم آيا باز هم كسى هست كه از آنهايى كه از ما بهتر هستنتد، بهتر باشد؟ يعنى آنهايى كه از ما بهتر هستند اگر در گوگل سرچ كنند چه مى آيد؟ آيا گوگل ميگويد آفرين تو كارت درسته؟ اگر فكر ميكنيد چنين است، باز هم گوه خورديد، چون چنين نيست.
هميشه آدم ها از همديگر بهتر هستند، فقط بايد مواظب بود وقتى در گوگل دمبال از خودمان بهتر ها ميگرديم، يك دانه خيلى خيلى خوب اش را ببينيم و حسرت بخوريم، يكى كه اگر در گوگ سرچ كند كمتر كسى از او بهتر باشد، راستى آيا ميدانستيد قرار است دو سال ديگر من بروم و به مدت يك ماه در گوگل كار كنم؟ اگر نميدانستيد خاك بر سرتان، اگر هم ميدانستيد احساس زرنگ بودن نكنيد زيرا خودم بهتان قبلا گفته ام.
من اگر بروم و در گوگل كار كنم حتما يك كارى ميكنم كه هرچيزى را سرچ كرديد اول عكس من بيايد و بعد نتيجه ى سرچ بيايد، و هر ماه يك بار عكس خودم را ميگذارم جاى لوگوى گوگل كه ملت بفهمند دنيا دست كى است، اين صاحاب گوگل خر است اگر خر نبود بايد اين كار هايى كه من گفتم را ميكرد.
من يك تى شرت گوگل دارم كه وقتى ميپوشم اش حس ميكنم لباس سوپرمن را پوشيده ام و جو ميگيرد من را.

۱۳۹۰/۸/۱۶

کس خل داریم تا کس خل

سلام شما دارید برنامه راه شب را میخونید، خالی بستم همچنان وبلاگ تخمی مرا می‌خوانید
امشب می‌خواهیم راجع به انواع کس خل ها حرف بزنیم،
کس خل ها جدن دو دسته‌اند 
کسایی که کس خل‌اند و میدانند و می‌گویند
کسایی که کس خل‌اند و میدانند و نمی‌گویند
 کسایی که کس خل‌اند و نمیدانند و می‌گویند که نیستند
کسایی که کس خل اند و نمیدانند و نمی‌گویند که هستند
کون لقِتان، زرنگ بازی در نیاورید واسه من، می‌دانم این شد چهار تا دسته، شاخ بازی در بیاورید براتون تا فردا صبح هِی کس خُلارو دسته بندی می‌کنم
 داشتم می‌گتم، دسته اول  آدمای بزرگی‌ان و می‌دونن که ریدن و حتی اگه تو گوگل هم کار کنن میدونن که باز هم ریده‌اند
ولی دسته‌ی دوم بی‌شرف ترین آدمان، دیوس‌تر از اونا نیست هیچ‌جا، کسایی‌ان که ریدن ولی می‌گن نه، ما تو گوگل کار می‌کنیم پس خفنیم، یکی نیست بگه بهش آخه حمال تو داری تو گوگل حمالی می‌کنی، کی‌ای آخه که جو گرفتت؟
دسته‌ی سوم هم دقیق نمیدانم یعنی چی، فقط دیدم میشه اینجوری هم دسته بندی کرد
دسته‌ی چهارم هم همین‌طور

۱۳۹۰/۸/۱۲

گوه نخورید


اگر شما قبلا سر مسئله‌ی دیگری گفته‌اید که نسل سوخته هستید، گوه خورده‌اید، جدا میگویم، زیرا هم اکنون می‌خواهم چیزی را، برایتان فاش کنم که کونتان جر بخورد
اصولا نسل ما از تخمی‌ترین نسل ها می‌باشد، ما در دوره‌ای از زمان زندگی می‌کنیم که تکنولوژی رو حس می‌کنیم ولی نمیتونیم ازش استفاده کنیم، در دوره‌ای که کتاب دیجیتال وجود دارد ولی همچنان کتاب های سنتی طرفداران بیشتری دارد، در دوره‌ای که  نمی توانیم به تکنولوژی اطمینان کنیم، از دنیای آنالوگ خسته شده‌ایم، ولی دنیای دیجیتال هنوز خیلی باگ داره تا بخوایم بهش اطمینان کنیم، در اینجا به یک مثال فوق‌العاده تخمی می‌زنیم که خوب بحث رو بهفمید
دیروز بنده برای موبایل خودم یک اپلیکیشن حاویِ ساعت قطار و اتوبوس را دانلود کردم که گویا خیلی کاربردی می‌باشد،
همان طور که در تصویر می‌بینید، بنده میخواستم از خانه به مسیر "گارشتت" بروم، این آقای اپلیکیشن گفته بود که ساعت 9:14 دقیقه از خانه بزن بیرون و 9:19 برس به ایستگاه، بنده ساعت 9:14 از خانه آمدم بیرون، و دکمه‌ی آسانسور را زدم، و دیدم آسانسور خراب است، و مجبور شدم از پله ها استفاده کنم، برای همین دیر به استگاه رسیدم، و اتوبوس همیشگی‌ام را از دست دادم، همان اتوبوسی دخترهای زیبا در آن مینشینن، همان اتوبوسی که هر روز در آن عاشق می‌شوم
خواستم از نویسنده‌ی این برنامه بخواهم که کس عمه‌اش بشود، مرتیکه پدر سگ با آن قیافه‌اش، اگر میبینید من همچنان دوست دختر ندارم تخصیر این برنامه است.

ولی در کل گوه نخور آقای نویسنده‌ی این پُستِ تخمی و لوس، زیرا اگر کونت را تکان میدادی و زود تر از خانه می‌آمدی بیرون،  به اتوبوس می‌رسیدی، بی عرضه‌گی ات را ننداز تخصیر یک برنامه.

آن دختره که هر روز تو اتوبوس است، خیلی خوب است و دوست دارم یک بار بگیرم بزنم‌اش.

۱۳۹۰/۸/۶

طرز پیدایش کون دادن

سلام از اینکه همچنان برنامه‌ی تخمی مارا تماشا می‌کنید باید بگوییم خاک بر سرتان، بروید و چهارتا کتاب بخونید به جای این کارها
بحث امشب ما پیرامون چگونگی پیداش کون دادن است،
اصولا کون از همان بدو تولد انسان همراه او بوده است، شواهدی است که در اوایل تاریخ، انسان ها همراه با دست دادن کون هم می‌دادند، و خیلی هم راضی بوده‌اند، ولی چگونه است که هم‌اکنون کون دادن به یک فحش و دست دادن به یک حرکت فرهنگی ادبی تبدیل شده است؟
اول اینکه گوه نخورید، کسی جواب این سوال تخمی را نمی‌داند، دوم اینکه گوه خوردید من می‌دانم، اصولا کون چیزی است که از همان جنس دست است، حاوی پوست و رگ، البته دقیق نمی‌دانم که کون رگ دارد یا نه، ولی این دو وسیله‌ی بدن از هم دور افتاده‌اند، دست همیشه حق کون را خورده است، زیرا دست می‌تواند آزادانه هرجا که می‌خواهد برود، ولی کون فقط یکجا می‌ایستد و می‌ریند، ولی ریدن هم باعث جدایی دست و کون نشده است، خود انسان باعث جدایی آنها شده است، انسان ها چیز های تخمی‌ای استند و هی نمی‌دانم چرا فکر می‌کنند هرچی که زیر شرت است چیز بدی است، ولی زر میزنند ها، همه‌شان عاشق وسایل زیر شرت هستند، آنها با وانمود کردن به اینکه وسایل زیر شرت چیز های بدی استند، می‌خواهند اینجوری وانمود کنند تا دیگران از آنها استفاده نکنند و خودشان فقط استفاده کنند، یک مثال برای این قضیه می‌زنم تا روشن شوید، و اگر روشن نشدید کونِ لق‌ِتان:
حتما برای شما هم پیش آمده که وقتی دارید مثلا یک بیسکوییت خوش‌مزه را می‌خورید و شخصی از شما می‌پرسد: خوش مزه است؟ و شما در پاسخ می‌گویید: "خیر"، شما میگویید خوش مزه نیست، زیرا می‌خواهید آن دیوس از بیسکوییت شما نخورد و سهم شما کم نشود
بحثِ کون هم دقیقا همین‌طور است، برای همین است که می‌گویند کونت رو سِفت نچسب، همسایه رو کیر بکن

۱۳۹۰/۸/۳

تخمتان هم نيست؟

شما هم حتما جمله ى اعتراضىِ "تخممان هم نيست" را شنيده ايد، آيا تا به حال از خود پرسيده ايد كه اصلا اين جمله يعنى چى؟ اصولا انسان، به خصوص آقايان خيلى به تخمانشان كار دارند، مثلا شما هيچوقت نميبينيد يك خانمى تخمانش را بمالد، ولى بار ها پيش آمده كه ديده ايد آقايى دستش را به تخمش ميمالد، حال همين آقايان همين تكه گوشت آويزان را يك جورى ميگويند كه فكر ميكنند حالا خبريه،
منظور از تخممان هم نيست اين است كه تخممان هم نيست، مثلا ميروند خانه ميبينند دزد خانه را خالى كرده و به نشانه ى اعتراض همراه با طنز ميگويند: "خانه را دزد خالى كرده حتى تخمم هم نيست" در اينجا شخص ميخواهد علاوه بر اعتراض به وضعيت حاكم بگويد همه چيز را دزديده اند حتى تخمانم را كه هميشه همراهم است برده اند،
در جاى ديگر ميبينيد گروهى براى بازى فوتبال از شخصى ميپرسند توام هستى؟، آقاهه در پاسخ ميگويد: "تخمم هم نيست"، مقصود در اينجا يعنى تخم كه مهم ترين عضو بدن است فوتبال بازى نميكند، چه برسد به من
يا مثلا بعد از حاظر غايب كردن در كلاس دانش آموزى بلند ميشود و ميگويد: "تخمم هم نيست"، منظور در اينجا يعنى نام تخم مرا در كنار نام ساير غايبين بنويسيد،
انسان ها ريده اند به تخمشان و هرجايى آنرا استفاده ميكنند و تخمشان هم نيست.

۱۳۹۰/۸/۱

تاثیرات کون در جامعه

اصولا کون چیز خوبی است، ولی نه به اندازه تخم که در چند بلاگ قبل توضیح دادم
کون خوبی ها و بدی های خودش را دارد در بعضی مواقع چیز های خوبش بیشتر از چیز های بد اش است و در بعضی مواقع برعکس
از جمله چیز های خوبش میتوان به خوشگلی و نرمی‌اش اشاره کرد، خوشگلی بیشتر در دختر ها یافت میشود ولی کاربردش برای پسر ها می‌باشد، و نرمی‌اش برای دختر و پسر یکسان است، مثلا کون چیز نرمی است که انسان ها میتوانند روی آن بشیند و از دیدن تلویزیون لذت ببرد، کون چیز نرمی است، ولی نمیدانم به نرمیِ پستان است یا خیر، من خودم تا به حال دستم به پستان نخورده، ایشالاه که بخوره، ولی شنیده‌ام پستان هم چیز نرمی است
چیز های خوب دیگر کون این است که کلا اگر انسان کون نداشت، چی داشت بجاش مثلا؟ آیا مثلا خداوند به جای کون برای هرکس در پشتش پستان میگذاشت؟ پس جای پستان چی میگذاشت؟ کلا به این قضیه فکر نکنید چون خیلی موضوع تخمی‌ای میباشد،
حال به چند نکته‌ی بد آن اشاره می‌کنیم، اصولا و شرعاٌ اگر "کون" گشاد یا تنگ باشد مضر است، و در بعضی موارد موجب مرگ و میر شده است، کون اگر گشاد باشد باعث می‌شود تا انسان به کار هایش نرسد و همانطور بی‌خاصیت بماند و خاک تو سرش بشود، ولی اگر تنگ باشد نمیدانم دقیق چه میشود، ولی کلا مثل اینکه بد است
من خودم دارای کون گشادی هستم، و داخل‌اش مقدار زیادی پشم است، نمیدانم عن با آن عظمت‌اش چه‌جوری از آن لا رد میشود و می‌آید بیرون.
حال میرسیم به بخش تاثیرات کون در جامعه که ایشالا باشه برای بعدا.

۱۳۹۰/۷/۲۷

امام سلام(عليك سلام)

سلام آقاى امام زمان
اين نامه ى من به تو است، ميدانم صندوق پستى ات يك چاه است ولى من نامه ام را در اينجا مينوسيم، اينجا تخمى تر از سوراخ شماست، اما حداقلش اين است كه چارنفر آن را ميخوانند كه يكى از آن چهارنفر آتنا است و آن سه نفر ديگه كسى نيستند، براى دلخوشى گفتم چهار نفر.
خيلى از بحثمان دور نشويم، راستش نامه نوشتم بگويم با آنكه تاحالا نديدم ات ولى اطمينان دارم اين نامه را ميخوانى، راستى آن زمان كه ظاهر بودى عكس از خودت ننداختى به ما نشان بدهى؟، چطور امام على عكس دارد ولى تو ندارى؟
هى از بحث دور ميشويم نميدانم، نامه نوشتم بگويم لطفا برنامه ى ظهورت را بيانداز نزديك تر، زيرا ما داريم به گا ميرويم و كسى نيست نجاتمان بدهد، خودمان هم هيچ گوهى نميخوريم و فقط منتظريم تو بياى نجاتمان بدى، ميگويند اگر تو ظهور كنى جهان زيبا ميشود، زر ميزنند مگه نه؟ آخر تو چگونه ميتوانى كوچه ى مارا كه هى مردم در آن آشغال ميزيزند و عين گوه ميماند زيبا كنى؟ اگر ميشود راجع به اين بيشتر توضيح بده.
و سوال ديگه ام اين است كه احتمال دارد كه آيا در اتاق من ظهور كنى؟ اين را مى پرسم زيرا ميخواهم بدانم يك وقت وقتى دارم جلق ميزنم ظهور نكنى و آبرويم برود.
راستى چگونه ميخواهى اين همه كودكان گرسنه را سير كنى؟ ممكن است تا آن موقع كه ظهور كنى همه ى آنها بميرند.
و در آخر خوش باحالت، كلى آدم نگاهشون به دستاى خاليه توئه، ولى ما اينجا با اينكه كسى نيستيم در روز بايد به صد نفر به خاطر دست هاى خاليمان جواب پس بديم، تازه پدرم هم دستش خالى است، ولى كسى با دست خالى اى كه دارد بهش ماشين نميفروشد، چگونه است كه اينهمه انسان نگاهشان به دست خالى تو است؟

۱۳۹۰/۷/۲۵

بهشت همان ناكجاست

با سلام به شما، به برنامه ى شبانگاهى ما خوش اومديد، جا داره تشكر كنم از شما كه اين كانال رو ميبينيد، ميدونيد، آخه ما براى اين برنامه خيلى زحمت ميكشيم، من زن و بچه دارم ولى همش مجبورم تو اين شبكه كار كنم، خالى بستم بچه نداريم.
آخه الان دارم به زندگى روياييم فكر ميكنم ميبينم فعلا زوده بچه دار بشيم، بعله من هنوز با دوست دخترم ازدواج نكردم ولى پنج سالى ميشه كه باهم زندگى ميكنيم، اون يه ايرلنديه اصيله منم يه ايرانى نميدونم اصيلم يا نه، ما يه آپارتمان تو مركز شهر داريم، يه واحد كوچيك دو خوابه، يكيش اتاق خوابمونه، اون يكى اتاق كارمون، البته بيشتر كتاباى "اما" توشه، اما نويسندس خيلى با سوادتر از منه، من فقط يه ميز كوچيك دارم كه روش لپتاپم رو ميذارم، وضع كاريه من فعلا بد شده آخه گوگل به يه بحران برخورده، بايد يه چيزى واسه اندرويد بسازيم كه بشه كاملا آدمو بفهمه و بدون دسترسى بهش بتونه كارتو انجام بده، ولى اما وضع كارش خوبه، تقريبا اون داره خرج خونه رو در مياره، واسه همين من خيلى مراعات ميكنم، چند وقتى ميشه باهم نرفتيم رستوران، يه رستوران پايين خونمونه، يه بار تقريبا كه تا صبح بازه و مردم توش مستن هميشه، به خاطر همين رستوران و سر و صداش ما تونستيم خونمون رو ارزون بخريم، آخه ما معمولا خونه نيستيم، صبحا تا بعد از ظهر سر كاريم، بعدش معمولا ميريم كتابخونه و تاريخ ميخونيم باهم، جفتمو به هنر علاقه داريم ولى هيچ سر رشته اى ازش نداريم براى همين تاريخ هنر ميخونيم خودمون، بعد از كتابخونه بعضى وقتا ميريم پارك قدم ميزنيم و راجع به گذروندن تعطيلات تابستون حرف ميزنيم، بعضى وقتا هم ميريم پيش دوستامون، يه دوست مشترك داريم، خونش تو يه قايقه، يه قايق تو بندر هامبورگ، پولداره خيلى تقريبا همه جا با قايقش رفته، جهان گردى ميكنه ولى تاحالا ايران نرفته، شايد تعطيلات تابستون باهم بريم ايران، دوستمون برنارد اهل كشور قناس، خيلى هم خوب ميرقصه
منو اما ميخوايم يه ماشين بخريم با يه واگن پشتش، شايد اينجورى بتونيم ما هم يكم جهانگردى كنيم، اون تو يه مجله كار ميكنه، حقوق خوبى ميگيره ولى من خيلى تو كارم پيشرفت نميكنم، نميدونم چرا، منو دوستم بعد از اينكه فارغ التحصيل شديم رفتيم درخواست كار تو گوگل داديم و جفتمون استخدام شديم، بعد از يك سال دوستم كار و مقامش بهتر شد ولى من همونجورى موندم. البته راضيم ها، ولى حقوقم كمه يه مدت دوست داشتم مجانى تو گوگل كار كنم، ولى حالا كه استخدام شدم و به قولى خرم از پُل گذشته حالا به وضعيت حقوقم اعتراض دارم،
من اما رو خيلى دوست دارم، اون يه ايرلنديه با موهاى قرمز/نارنجى كه خانوادش خيلى پولدارن، خانوادش تو ايرلند زندگى ميكنن، من يه بار مامان باباشو ديدم، باباش يه سياست مداره، مادرش هم طراح لباس هاى اسكادا
مامان بابايه من تو هامبورگ زندگى ميكنن، بابام يه بار كوچيك داره و مامانم هم كار نميكنه، وضع زندگيشون بد نيست، درآمدشون براى دو نفر خوبه،
ديشب وقتى داشتيم فيلم ميديديم به اين فكر افتادم يه سر به وبلاگم بزنم و اين بلاگ رو بنويسم.
كه حالا نوشتم
اين روزا خيلى عاشقم، نميدونم عاشق كى يا چى، شايد اما، شايد كارم، شايد گذشتم، شايد آيندم

این آهنگ رو هم خیلی گوش می‌دم این روزا


اين روزامو خيلى دوست دارم
17.10.2011