۱۳۹۱/۲/۱۳ ه‍.ش.

پدرم برای موبایل‌اش بعد از شش ماه شارژ خرید

این‌که دوست پدرتان دارن از ایران پا می‌شود بیاید خانه‌تان می‌تواند اتفاق خوبی باشد. اما به چه مدت؟ به چه قیمت؟ به مدت دو هفته و به قیمت این‌که من تختم را با پتوی طرح گاو را بدهم بهش و خودم بروم جلوی تلویزیون بخوابم. من یک تخت دارم. چوبی است و پتویش گاو گاوی است. رو تختی‌اش هم نمی‌دانم هر چند وقت یک بار عوض می‌شود. من حالم از طرح پتویم بهم می‌خورد. طرح پوست گاو با رنگ های سیاه و سفید. حتما سازنده‌ی آن پتو فکر کرده که عجب طرح باحالی٬ حتما کلی فروش می‌رود. و خب البته فروش هم رفته که من شب‌ها زیرش می‌خوابم و پاهایم می‌زند بیرون از زیرش. من بعضی شب‌ها به پتویم فحش می‌دهم. می‌دانم که یک روز جوابم را خواهد داد. پتو ها آدم‌هایی با صبر و تحمل بالایی هستند و آخ نمی‌گویند. ما در خانه‌مان پتوی سنگین‌تر از آن نداریم. و من هم نمی‌توانم یک پارچه را بی‌اندازم رویم بخوابم. پتو باید برایم سنگین باشد٬‌ حتی در روز‌های زیبای تابستانی که کولر نداریم. بله. علاوه بر ماشین٬ کولر هم نداریم. این چه زندگی است که داریم؟ برویم و درمان را بگذاریم؟ خیر. شما بروید و درتان را بگذارید. دوست پدرم را می‌گفتم. می‌خواهد بی‌آید ببیند که آلمان چه جور است. می‌خواهد زن و بچه هایش را ور دارد بی‌آورد این‌جا. می‌خواهد بچه‌هایش را خوشبخت کند. می‌خواهد زندگی جدیدی را شروع کند. می‌خواهد در کارش پیشرفت کند. می‌خواهد من را دو هفته عذاب بدهد. چقدر غر می‌زنم؟ چقدر سوسول و عن هستم؟ چقدر نازک نارنجی هستم؟ چقدر؟ واقعا چقدر؟ اما آیا من نمی‌خواهم در اتاقم بخوابم؟ من نمی‌خواهم شب ها فیلم ببینم؟ من نمی‌خواهم نور نزند توی چشمم؟. اصلا گریم که آفتاب هم زد. نمی‌میرم که. باید قوی باشم و با مشکلات دست و پنجه نرم کنم. (برم بمیرم بابا. مشکلات. انگار دو تا دست نداره و می‌خواد تو مسابقات صخره نوردی شرکت کنه. گوزو). به دوست پدرم گفته‌ام برایم یک DVD حاوی برنامه‌های کامپیوتری بی‌آورد. برنامه‌های دزدی و کرک شده. گفته‌ام که برایم کار خلاف بکند. پدرم می‌گوید که نگیرند‌ اش یک وقت. ولی چرا باید بگیرند؟ او از مغازه خریده و رویش هم هولوگرام دارد. نوشته است «اصل» و کپی کردن‌اش غیر قانونی است. بله « King» را می‌گویم. شرکتی که تمام برنامه‌های کامپیوتری را می‌دزدد و پشت سی‌دی خودش می‌نویسد کس عمه‌ی کسی که این را کپی کند. به هر حال ما به علت نداشتن پول زیاد مجبور به خرید محصولات دزدی هستیم. اما به زودی پولدار می‌شویم. پدرم کار پیدا کرده است. کار می‌کند. در یک رستوران. یک بار. مشروب سرو می‌کند. آبمیوه درست می‌کند. میل شیک و این‌ها. پدرم مهندس الکترونیک است. کار برای پدرم خوب است. دیگر از صبح تا شب ور دل مادرم نشسته و باهم دعوا نمی‌کنند. شب‌ها که می‌آید حرف می‌زنند و سرشان گرم است. من اما. من هم هم‌چنان دنبال کار می‌گرم. یک جا یک صحبت هایی شده‌. شاید در یک سوپر مارکت. پول می‌خواهم. شما نمی‌خواهید؟ همه می‌خواهیم. می‌خواهم گواهی‌نامه‌ام را بگیرم. اما خیلی گران است. همین پدرم که الآن دارد می‌گیرد کلی پول داده است. و معلوم هم نیست آخرش قبول شود. شاید قبول نشود و ریده شود در آن همه پول. می‌خواهم دوربین بخرم. آیپد. چیزهای خوب. بروم شلوار بخرم. شلوار سیاهم را گفتم؟ همان که رنگش قرمز شده. باید یک شلوار دیگر بگیرم. یک شلوار جین هم دارم ولی تخم‌هایم اذیت می‌شوند تویش. شرت. شرت هم باید بخرم. دیگر از زندگی جز یک دوست‌دختر چیزی نمی‌خواهم.
هفته‌ها دارند زود می‌گذرند. بدون هیچ هدفی در آخر٬ که منتظرش باشم. روزمرگی‌ام خوب است٬‌ ولی چیز‌هایی کم دارد. شاید مثلا دوست داشتن. شاید مثلا دوست داشته شدن. 

۱۴ نظر:

  1. اين اون چيزيه كه من تو روش نوشتنت خيلي دوست دارم:
    "ه قیمت این‌که من تختم را با پتوی طرح گاو را بدهم بهش و خودم بروم جلوی تلویزیون بخوابم. من یک تخت دارم. چوبی است و پتویش گاو گاوی است. رو تختی‌اش هم نمی‌دانم هر چند وقت یک بار عوض می‌شود. من حالم از طرح پتویم بهم می‌خورد. طرح پوست گاو با رنگ های سیاه و سفید. حتما سازنده‌ی آن پتو فکر کرده که عجب طرح باحالی٬ حتما کلی فروش می‌رود. و خب البته فروش هم رفته که من شب‌ها زیرش می‌خوابم و پاهایم می‌زند بیرون از زیرش. من بعضی شب‌ها به پتویم فحش می‌دهم. می‌دانم که یک روز جوابم را خواهد داد. پتو ها آدم‌هایی با صبر و تحمل بالایی هستند و آخ نمی‌گویند. ما در خانه‌مان پتوی سنگین‌تر از آن نداریم. و من هم نمی‌توانم یک پارچه را بی‌اندازم رویم بخوابم. پتو باید برایم سنگین باشد٬‌ حتی در روز‌های زیبای تابستانی که کولر نداریم. بله. علاوه بر ماشین٬ کولر هم نداریم. این چه زندگی است که داریم؟ برویم و درمان را بگذاریم؟ خیر. شما بروید و درتان را بگذارید"

    پاسخحذف
  2. طرح گاو گاوی. چه ترکیب جالبی بر خلاف طبیعت اعصاب خرد کنش.

    پاسخحذف
  3. اينكه يه موضوع رو بر مي داري. بهش مشت و لگد مي زني. بعد دلت براش مي سوزه و لوله ي تفنگ رو مي گيري سمت خودت. اما در نهايت خودتو مي بخشي و تفنگتو مي گيري سمت خواننده كه تا حالا كلي از اين همه مازوخيسم كيف كرده.

    پاسخحذف
  4. این ته پسـتـت ما را ما سانـد. سه چراغ سـفید

    پاسخحذف
  5. فامیلای من باهات تماس گرفتن چت کردن. بهت گفتن که دائیشون (من) دنبالت می کنم. می گفت بچۀ خوبی هستی و اینا. اگه خواستم چت کنم. من از چت بدم میاد. چت میخام چیکار؟
    میام می خونمت. میدونی خب
    اینو خوب نوشتی. شایدم خیلی خوب. سه چهار جاش اساسی خندیدم. آخه من کس مشنگم. پتو کولر دی وی دی دزدی پول می خواهم شما نمی خواهید؟ خلاصه خیلی تیکه های ظریفی داشت
    بزبون خودت میگم که بدونی تارف ندارم
    آخرش ریدی به نوشته. دو خط آخر. یهو خیلی جدی میشه . به خودی خود بد نیست ولی به نوشتۀ تو نمیاد. تو سبک خودت بمون که تکی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. هستیم هم این‌جا هم چت و مت و اینا در خدمتتون

      حذف
  6. چرا کامنت منو پاک کردی؟ بهت نمیاد اهل اینکار باشی
    دوست نداشتی بهتر بود اول می گفتی دوست ندارم
    بعد پاکش می کردی
    بگو آیم ساری :-)

    پاسخحذف
  7. صهبا. یا علی
    بعد از کامنت آخریم، یهو کامنت May 5 پیداش شد. باور کن نبود. تعجب کرده بودم
    می بخشی چرت گفتم. اگه میشه مال May 6 را دیلیت کن

    پاسخحذف
  8. دوربین ، آیپد، شلوار تخم له کن ، شورت و دوست دختر
    صهبا ایرادی نمی بینی ؟!

    پاسخحذف
  9. من دوازده ماه سال پتو میکشم روم... حتی وقتی گرممه... ینی منم باید یه چی روم سنگینی کنه خواب نمیرم وگرنه
    حالا انگار مثلا مهمه واست من اگه یه چی روم سنگینی نکنه خواب نمرم
    اصن مهمه مثلا من خواب نرم
    برم
    سنگین باشه روم
    نباشه هیچی روم
    اون بالا شبا بترسم تنهایی
    بغل بخوام
    نه اصن هیچکدوم اینا مهم نیسن
    ولی من دلم میخواد بگم
    چون ا شر گفتن خوشم میاد
    ا ستونی نشتنم خوشم میاد
    حس کره ای بودن دارم
    ا فش دادنم خوشم میاد
    ا خوابیدن
    ا اون پسره که دختر فامیلشون دوس داره
    اون دختر فامیلشون اصن خوشگل نبود به نظرم
    ولی من بش نگفتم زشته
    چون اون فک میکنه خوشگله

    پاسخحذف