۱۳۹۰/۹/۲۰ ه‍.ش.

ریدن چیست؟

ریدن مسئله‌ی بسیار جدی‌ای است که روزانه همه‌ی ما با آن سر و کار داریم، عده‌ای ریدن را مخالف موفق شدن می‌دانند، ولی من دقیقا برعکس فکر میکنم، یعنی می‌گویم "موفق شدن" همان فعل موادبانه‌ی "نریدن" است، نه اینکه حالا ریدن و نریدن بی ادبانه باشه ها، کلا اینجوری است دیگر، در کل همه‌چیز به ریدن و نریدن ختم می‌شود اگر فکرش را بکنید، 
اگر خوشنودانه فکر کنید می‌گویید ریدن هم خوب است، زیرا به انسان ها چیز میز می‌آموزد، ولی کس نگویید، در حقیقت ریدن کونِ آدم را گشادتر و پاره‌تر می‌کند. 
ولی اگر نریدن را بهتر از ریدن بدانید، شاید بهتر باشه به اینجای قضیه هم فکر کنید که اگر قرار باشد نرینید پس چه بکنید این همه‌ روز را؟ یعنی میخواهید یک آدمِ بی‌پدر بشوید که همه چیز زندگی‌اش رو به راهه و تا بحال نریده؟
خوب پس اگر به دو طرف قضیه فکر کنید، می‌بینید شما هم ریده‌اید
حالا اینهمه کس‌شعر داری میگی که چی؟
امروز یه نگاه به خودم کردم، یه نگاه درست حسابی، دیدم من هیچی نیستم، هرچی فکر می‌کنم یه چیزی پیدا کنم که باعث بشه اون دختره حاضر بشه باهام حرف بزنه، هیچی پیدا نمی‌کنم، نه ورزشی بلدم، نه هنری دارم، نه عقلی دارم، نه هیکلی، نه سوادی، نه تیپی، نه قیافه‌ای، نه ننه بابای درست حسابی، نه پولی، هیچی هیچی، قشنگ هیچی ندارم دیگه، شدم یه آدم آنتی سوشالِ ناقص، منی که الان اینجا نشستم و دارم زر زر می‌کنم، نقص دارم! من قوز دارم، کمر درد دارم، من لگنم کجه! تو کفشم یه کفی میذارم که لگن‌ام صاف بشه، آره داداچ، ما اینیم، یه کسی که ریده قشنگ.
رفتم به دختره می‌گم می‌خوام باهات حرف بزنم، خیلی مودبانه و محترمانه و خایه مالانه گفت میلی به حرف زدن باهات ندارم، راست می‌گه دیگه، خداییش چی‌ام من، خیلی هم خوش چس، رفته از یه دختری خوشش اومده که یارو خفن و با سواد و ایناس،.
دختره هم پستوناش گنده نبود که بخواد ناز کنه که، آدم بود، فهمید کی جلوشه.
بعد تازه، اگرم حالا یه گهی بودم مثلا، خیر سرم، انقد بی‌عرضه و یُبس و یخ‌ام، که تا خواستم برم با دختره حرف بزنم صد بار مردم و زنده شدم.
این یعنی ریدن تو زندگی، حالا تو هِی به خودت بگو خوشبختی، زررر نزن بابا، مخ یه دخترو نمیتونی بزنی، چی میگی آخه،
حالا تیریپ غم هم که چیزیو درست نمی‌کنه، همین گهی هستی، ناراحتی؟ خودتو درست کن.

حالا ننمون هم این وسط آش رشته درست کرده، شیکمم باد کرده، هِی میگوزم.

۴ نظر:

  1. علی تو توانایی خفنی در نوشتن داری . منم اینقدر ریدم که چیز بیشتری نمیتونم بگم . با تشکر

    پاسخحذف
  2. فقط زررررر نزن که هیچی نیستی
    هیچی نباشی آدم صادقی هستی. با خودت راحتی. با هوشی. ظریف و با احساسی. بازم بگم؟
    دختره هم این یکی نشد یکی دیگه. قحطی که نیس، قحطیه؟

    پاسخحذف
  3. بیخیال بابا... ینی میدونم بعد اینهمه وقت بیخیال شدی... من هنو بیخیال نیسم فک کنم... ینی یه پسره هس خودمو پاره کردم ازم خوشش بیاد... بعد نشد و هنوزم دارم خودمو پاره میکنم.... من خیلی کون دارم که بااینهمه پاره شدن هنو جا دارم واسه پاره شدن... بعد هی هرشب میشینم برنامه میریزم چه گهی بخورم بالاخره این درست شه... طی این عملیاتای گه خوری کلا اخلاقم عوض شد... حوف زدنم عوض شد... نوشتنم عوض شد... بعد کلی لاغر شدم و قیافم عوض شد.... و همینجور دارم خودمو پاره میکنم تالاغرتر شم... بعد میخواسم بزنم هیکلمو سکسی تر کنم اصن اینو بیخیال نمیگم چی شد... کلا تو هیچ غلطی نکردی زر نزن... من اینهمه خودمو پاره کردم هنو هیچیییییییییییییییی.... ینی عملا هییییییییییییییییییییچی... این مهمه ی اول بکشی یا دوم تو زندگی واقن چون من جفتش هسم... یه زندگی گهی... فردا کتبی دیفرانسل داریم... میانترم اینا... هیچی بارم نی... میرم میرینم میام... تف ینی به این زندگی

    پاسخحذف
  4. خیلی وقت بود اینجور نشسه بودم بنالم به طور کامل... ینی همش دارم مینالما ولی نه اینکه بگم چه مرگمه

    پاسخحذف