۱۳۹۰/۹/۲۳ ه‍.ش.

يك بار دارا براى ما تعريف كرد كه شومبول باباش سياه است

اصولا انسانِ كون گشاد، خودش خودش را كون گشاد كرده، و من چقدر حال ميكنم وقتى ميگويم "اصولا" اصلا حس ميكنم آدم با سوادى هستم وقتى كه در جمله ام از اصولا استفاده ميكنم. شما اگر خودتان كونتان گشاد باشد حتما قواعد "كون گشادگرى" را ميدانيد، صد البته كه هر چيزى حتى خاك شير هم قواعد دارد كه در چند پست قبل به آن اشاره كرديم، ولى قواعد كون گشادگَرى جور ديگر است، يعنى يك جورِ عجيب است، يعنى يك جورى است كه خودش خودش را رعايت ميكند و لازم نيست شما همش به فكر قواعد كون گشادگرى باشيد، مثلا يكى از قاعده ها اين است كه بنا باشد شما كارى را براى كسى انجام دهيد، طبيعتا اگر با كلى كِش و غوص و اينكه بگوييد بگذار كار طرف را انجام دهم شايد توانستم مخ خواهرش را بزنم، شروع به انجام كار كنيد، حتما با اولين مشكل كوچك نياز به چند روز و فكر و چاره داريد، و در جواب به فردى كه بايد كار را برايش ميكرديد خيلى محترمانه و شيك ميگوييد، يكم مشكل پيش آمده دارم روش كار ميكنم، در اين حالت خودتان با خودتان فكر ميكنيد كه انگار مارك زوخربرگ هستيد و داريد فيسبوك را ميسازيد و داريد از شر آن دو برادر خلاص ميشويد، ولى حقيقت داستان اين است كل كارى كه قرار است شما انجام دهديد فقط فرستادن چند عكس به ايميل طرف است، و چه كارى از اين سخت تر و انزجار آورتر؟ آخر مگر ما بيكاريم كه چند مگابايت چند مگابايت عكس هاى شمارا ايميل كنيم؟ تازه تمام مسئله اينجا ختم نميشود، شما با طرف يك مقدار رو در وايسى يا رو در بايسى (درست نميدانم كدام درست است) داريد، و حتما ميخواهيد با آن ايميل اى كه اپل به شما داده و همه از آن ندارند و كلى كلاس دارد ميل بفرستيد، حال اينجا مشكل اين است كه سرويس ميل آنقدر تخمى است كه انگار داريد با بچه ى لوس مهمانتان بازى ميكنيد و كونتان پاره ميشود تا عكس را بفرستيد. ما يك فاميل داشتيم، يعنى يك عمه دارم كه يك پسر دارد، يعنى پسر عمه، بعد اين پسر عمه ى ما مشكلاتى دارد، و كلن خوراك اش كتك كارى و دعوا و عربده و شكستن عينك و دسته ى پلى استيشن است، آنها يك بار خانه ى ما بودند، و من يك بار او را زدم و پدرش من را ديد، و من گفتم دارا بيا بريم پلى استيشن بازى كنيم، پدرش از اين كچل هايى است كه موهايش را رنگ ميكند و كت شلوارِ طوسى و براق ميپوشد و صورتش دراز است و خيلى پول دارد و من فكر ميكنم دزد است و فكر ميكنم درست فكر ميكنم و دماغش هم بزرگ است و تويش معلوم است و فكر ميكند از كونِ فيل افتاده است. نميدانم از كونِ فيل افتادن مگر افتخار دارد كه آدم خودش را بخاطرش بگيرد، اصلا منظور از كونِ فيل يا كونِ آسمان چيست، مگر آسمان كون دارد؟ يعنى خدا در كونِ آسمان است؟ اگر آسمان كون داشته باشد حتما زمين هم دول دارد، و دولش در كون ما است.
دارا پسر خوبى شده است ديگر الآن ولى پدر اش همچنان كت شلوارِ طوسىِ براق ميپوشد.

۴ نظر:

  1. ینی کسشر مینویسی در حد تیم ملی بانوان :دی ! میخوامت!

    مهران

    پاسخحذف
  2. یعنی تو تا این پست نمی دانستی خدا در کون آسمان است؟ تازه بفکرت رسید؟

    پاسخحذف
  3. ول کن این کون گائیدیش این بدبخت دیگه... میدونی من چرا میام اینجا هرروز و نظر میدم؟... چنتا دلیل داره... اولش اینکه وبت باحاله... دومیش اینکه نمیشناسیم هرچی میخوام میتونم بگم... سوم اینکه خیلی بی کسم و همه عموما میان پیشم مینالن... چارم اینکه میشناسمت میدونم کون اینو نداری که چیزای طولانی بخونی... ینی نمیشناسمتا ولی فک کنم مث خودم گشادی...و من عموما شرام تو نظرای طولانی میگم

    پاسخحذف
  4. این دارا مگه دیده بوده اینو
    چه بابایی دیگه داشته این
    من فاحشم شم دیه این ریختی نمیشم

    پاسخحذف